تاريخ : دوشنبه ٦ امرداد ۱۳٩۳ | ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ | نویسنده: اکرم

حس خوبیه وقتی میرسی به انتهای یه قرارداد و منتظری که فاکتور بدی تا باهات تسویه حساب کنند و الان دقیقا یه حس عمیق اینجوری دارم.ماه رمضون امسال اکرم درونم تلاشش رو کرد که پروژه رو  خوب پیش ببره هر چند شاید اونجوری که کارفرما مدنظرش بوده پروژه پیش نرفته ولی خوب ما که حداکثر تالاشمون رو کردیم و نگاهمون به امضای دست اوس کریمه. خدایا خودت قبول کن که آخرشی.ماچ

از اونجایی که عیدفطر امسال مواجه شده با یه تعطیلات قلنبه نشستیم با امین کل شهرهای ایران رو زیر رو کردیم تا راهی یه سفر بشیم. از اونجایی که زادگاه و خانواده من در دیار دیگریست لذا تصمیم بر آن شد که به دیار من که هوای خنک تری نسبت به گرمای هرمزگان داره سفر کنیم. با اینکه فردا عیده ولی بازم هنوز مقصد رو تایید نهایی نکردیم تا خدا چه خواهد.

یه دوره آموزشی رو به سلامتی تعریف و برگزار کردم و با اینکه مدتها می گذشت که تدریس این دوره رو نداشتم خیلی خوب از پسش بر اومدم ولی بی نهایت به این نتیجه رسیدم که باید حسابی تو این مقوله خودم رو آپدیت کنم.

تصمیم بر آن شد که به بندرعباس مهاجرت نماییم و کلی دنبال خونه بودیم و در بهت کرایه های یهو بسیار سنگین شده اونجا دنبال خونه مناسبی بودیم تا هم مسیر دسترسیش خوب باشه و هم کیفیت منزلگاه خوبی و هم اجاره معقولی و طبعا از اونجایی که این سه گزینه به ندرت یافت میشه مجبور شدیم کل املاکی های بندر رو زیر و رو کنیم و بالاخره  خدا کمک کرد و خوردیم به پست یه خونه و مهمتر صاحبخونه خوب و گزینه مناسب یافت شد. ولی امین به شدت از اینکه از اینجا بریم تردید داشت به طوری که تا جایی که امکان داشت قرارداد خونه رو به تعویق مینداخت و امروز بعد از کلی فکر و آیتم رفت تا پول بیعانه رو به حساب بریزه. امیدوارم تصمیم عاقلانه ای گرفته باشیم. احساس امین به این شهر مثل احساس پدری است که فکر میکنه بچه اش داره دوران نوجوانی شو میگذرونه و به شدت نیاز به حضور پدرش دارد تا آینده خوبی واسش رقم بخوره. احساسش واسم قابل ستایشه چون میبینم که حضورش چقدر واسه این شهر مهم و تاثیر گذار بوده ولی اینکه خودش اینجا اون آرامش رو نداره و درعین حال  اینجا موندن ما رودور از هم می کنه  مجبور به این جابه جایی هستیم.با این یقین که امین حضورش رو در این شهر نیز حفظ خواهد کرد و تنهاش نمیذاره. به این آیه ایمان دارم و در تمام مدتی که دنبال خونه بودیم و تصمیم بر این جابه جایی داشتیم مرور می کردم که :

«رَّبِّ أَنزِلْنِی مُنزَلًا مُّبَارَکًا وَأَنتَ خَیْرُ الْمُنزِلِینَ :ای پروردگار من ، مرا در جایگاهی مبارک فرودآور ، که تو بهترین راهبرانی »      پس ما هم  بهش توکل میکنیم.لبخند

تیر ماه به کار و نیمه کار گذشت و انشاله امین بتونه تا پایان مرداد دفاع کنه  تا از این مقوله  نیز سبکبار بیرون بیاییمآخ

 



امکانات وب


  • زیبا مد | سبزک